محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

310

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و امزجهء حاره [ و ] صاحبان ترفه و بدخور مر ادويهء كريهة الرائحه بشعة الطعم را و بيشتر استعمال نقوعات در حميات حاده و براى تليين شكم و تسكين حرارت است و در غير حميات از براى اخراج مواد به رفق و مدارا و اندك اندك . از نقوعات مستعمله در حميات نقوع فواكه ، مانند : تمر هندى و آلوى زرد و آلوى سياه و آلوى بخارايى و خيارشنبر و عناب و سپستان ؛ خيسانيده در گلاب و آب انار ميخوش افشرده با شحم آن است كه آشاميده شود با شيرخشت يا ترنجبين يا شكر يا شربت ورد يا شربت بنفشه به مقدار حاجت از شيرينى و ترشى و چاشنى آن كه خوش آيد و موافق مزاج و طبيعت باشد و اين بهترين و لطيف‌ترين نقوعات است . و گاه خيسانيده مىشود فلوس خيارشنبر در آب برگ كاسنى تازه فشرده و آب برگ عنب الثعلب تازه و آب رازيانج تازه براى امراض كبد و با آب شاهتره و آب كشوث و آب لبلاب و آب كاسنى تازه براى جرب در مواد حاره و گاه براى زيادتى تقويت آن در اسهال سقمونيا و بنفشه يا هليلهء زرد به حسب اراده و احتياج چنانچه در خيارشنبر مذكور شد و گاه خيسانيده مىشود صبر را در عصارات و نقوعات براى تنقيهء معده و دماغ و در صبر ذكر يافت . و گاه خيسانيده مىشود تربد جريش - نيم‌كوفته - را در آب و گذاشته مىشود در آفتاب چند روز تا آن كه اخذ نمايد آب ، قوت آن را و در تربد گذشت بيان آن . . . . « 1 » نوش دارو نوش دارو : بدان كه انوش دارو ، لغت فارسى و معنى آن دواى هاضوم است . و وجه تسميهء اين معجون با نوش دارو آن است كه جميع انوش دارو از جوارشات است ، يعنى گوارندهء طعام و بعضى گفته كه معنى انوش دارو عطية الله است ، يعنى دوايى كه حق‌تعالى عطيه كرده به بندگان خود . و بعضى گفته كه انوش دارو اسم است از براى آمله و هليله و بليله و خبث الحديد و عسل و لهذا معجونى كه مركب از اين پنج جزء باشد آن را پنج‌نوش گويند و معجون آمله را نيز مسمّا به اسم انوش دارو نموده‌اند به جهت آن كه اصل و عمود در آن آمله است كه آن عمدهء اين پنجنوش است ، پس معنى دارو دواء الاملج است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 693 .